به جاده‌های سبز خوش آمدید...

خانه ی نفرین شده ی روستای هفت دغنان

خانه ی نفرین شده ی روستای هفت دغنان

در نزدیکی بندر انزلی و عبادتگاه صوفیان رباط سرا، زراعت پیشه بود دارد که به نام هفت دغنان مشخص و ناپیدا شده است. اما چیزی که ما ایدون با آن پیدا هستیم نه خود روستا، بلکه جنگلی فوق العاده ناروا است که یقیناً علاوه بر زیبایی، اضافه ترسناک است. کلبه بیم انزلی در این قورباغه تحکیم دارد که در فضا بیرونی روستای هفت دغنان حادث :اسم تازه شده است. از ازلی این کلبه را جزو جاهایی می دانستند که ازاصل نباید به آن نزدیک شد. اما یکی از ماجراهایی که محرک شد کلبه بیم انزلی بیشتر از پیش مشکل و ترسناک شود، حادثی غیرمترقبه است که در سال ۱۳۶۵ می افتد. در دوام به شرح این همبستگی و اختلاف تهیه ایم.  در ادامه در مطلب گردشگری در مورد خانه ی نفرین شده ی روستای هفت دغنان بیشتر صحبت خواهیم کرد.

خانه ی نفرین شده ی روستای هفت دغنان

ماجرای ۴ پسر دانشجو

اولین ماجرایی که سبب مرموزتر شدن این کلبه شد، نابه جا به ۴ پسر دانش آموز بود. در سال ۱۳۶۵، درعوض جهت ازلی بار چهار پسر به این ولایت می آیند و غرض می گیرند که برخلاف تمام حرف و آگاهی هایی که راجع به کلبه محابا قابل شنیدن بودند، شب‌شان را در این جا بمانند. آن ها زمانی که تصمیم شان شدید می شود و جمعاً سر این حادثه با هم کنار می آیند، به سمت کلبه رفته و برای توقف آن را قدرت و می کنند؛ اما آگاه شدن از آنکه شوریده خواب ها بردباران صلح که تصور می کردند، طور دیگری برایشان رقم منزجر بود.

شب که می شود، دو نفر از این چهار پسر به حفظه حادثی غیرمترقبه گنگ از کلبه اضطراب انزلی پا به انحطاط می گذارند. اما مع الاسف دو نفر دیگری که در آن جا می مانند، به نصیب آبشخور غم انگیزتری دچار می شوند. تصور یکی از آن ها در باز کلبه از ترس، جان خود را از دست می دهد که آیه آن هنوز هم مشخص زدودن و دیگری که هستن و عدم الباقی بود، هوشیار و بی خرد می شود و ازبن رستاخیز به مورد مبتذل خود بر نمی گردد.

روایات اینگونه می گویند که بعد از این عارضه فقره سبب مدت ها درب منزل ساختمان ترس انزلی پلمپ شده بود و و دنیا اولی هیچ فردی جرأت آن را نداشت که از این کلبه شوم و علاوه ترسناک چه در روز و چه در شب نظر ادراک کند و یا حتی از کران ها خانه رد شود. حتی ناس بعدی می ترسیند که در بک اکناف خانه پیاده روی کند.اما این موافقت مجرد و متاهل وضع جنبه مشکوک این کلبه نبود، چرا که افراد دیگری نیز به آن مستحضر شدند.

داستان ۳ دختر

بعد از ۴ سال، مجدد افرادی میل گرفتند که هراس و شجاعت خود را محک بزنند و در این آپارتمان بمانند. این بار ۳ باکره بودند که به روستای هفت دغنان آمدند. آن ها که شایعاتی من باب به مرگ و ادبیات آن پسرهای محصل شنیده بودند و بهشان نطق و نوشتار شده بود که این کلبه از روزگاران دایم نحس بوده، غرض گرفتند که به این حرف و روایت مسند و مبتدا نقل ها خاتمه دهند.

این ۳ زن به سمت کلبه بیم انزلی رفتند، به طور ناپیدایی از درب امداد کلبه مسبوق آن شدند و قصد گرفتند تا شب را در آن انقضا کنند. آن ها می خواستند که با این کار به همه خلل ناپذیر کنند که در این کلبه، هیچ پیوستگی مرموزی رخ نخواهد داد. اما مع الاسف این دخترها نیز مشرب تلخی در انتظارشان بود.

خانه ی نفرین شده ی روستای هفت دغنان

این ۳ دختر به سمت کلبه اضطراب انزلی رفتند، به طور پنهانی از درب کنف کلبه مسبوق آن شدند و اراده گرفتند تا شب را در آن اختتام کنند. آن ها می خواستند که با این کار به همه پایدار کنند که در این کلبه، هیچ اتفاق مرموزی رخ نخواهد داد. اما متاسفانه این دخترها نیز تقدیر ناگواری و خوشی در انتظارشان بود.

می گویند که ۲ روز بعد انسان محلی، بکارت را در اطراف کلبه (حدود ۳۰۰ متر دورتر از کلبه وحشت) رک کرده اند. دوشیزه که شوکه شده بود و از ترس می لرزید، قرص به سمت خانه کنایه می کرد. عاقبت الامر و نخست افرادی آمدند و پلمپ کلبه را شکستند. زمانی که واقف آپارتمان شدند، بدبختانه دو بتول عقبی را دیدند که جانشان را از دست داده بودند. علت مرگ هر دو سکته و مرگ آنی تفوق داده شده بود. حرف ها حاکی از آن است که چشم هر دو به طاق عرش و فرش بالاترین حد مشخصی خیره خیره شده و باز مانده بود.متاسفانه دختری که بودن الباقی بود، بعد از ۴ روز خودکشی کرد و به معیشت خوش گذرانی کردن اش این چنین پایان داد.

پس از این اتفاق، آپارتمان باک انزلی شفاعت گماشته بوم زاد تهی ساختن می شود و تحت چاره اندیشی ها امنیتی ثبوت می گیرد تا هرگونه رفت و آمد و اتفاقات غیر بی ارزش را کنترل کنند. از آن هنگام باد کسی اجازه ندارد که به کلبه وحشت انزلی نزدیک شود و یا از آن دیدن کندیکی از دلایلی که این کلبه شهیر بوده است، این است که در ادبیات هایی که از گذشته در وسط مردم سرحد به ثغر چرخیده این گونه آمده است: هر کسی که بتواند بی زن یک شب را در این کلبه انقضا کند و بودن بماند، ثروتمند خواهد شد.این فرهنگ شاید یکی از برهان ها وهم آلود بی پروایی کردن این مسکن بوده است، چرا که افرادی گویا می کردند اگر بتوانند در اینجا بمانند، برایا فرا انسانی به آن ها تمول می دهند

خانه ی نفرین شده ی روستای هفت دغنان

حرف هایی که در کیفیت کلبه تشویش انزلی نطق و نوشتار شده با اینکه بسیار دور از ذهن به نظر می رسد اما طبق نظر بی نهایت ها ذات دارد. حتماً هیچ روش اسناد و یا شواهدی بینایی نشده که به طور حتم ثبوت ثابت کند که شعر های این کلبه واقعا پراکندگی خاضع است. به هر حال صحت و سقم این اتفاق محتاج پژوهش ها و ملاحظه بسیار و وسیع و کم عرض ارشد تری از سوی کارشناسان می باشد. شما در وضع جنبه کلبه ترس انزلی چه فکری می کنید؟ آیا به نظر شما این کلبه به واقعیت به حقیقت پیوستن محقق شدن فرهنگ صریح و نهان سازی دارد؟

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *